اتحاد و مبارزههای مدنی و خشونت پرهیز راه آزادی از چنگال رژیمهای ظالم است
به نام خداوند رحمتگر مهربان
در برگ ۱۹۷ کتاب تفسیر اشو بر چنین گفت زردشت نیچه کلمه شاهزاده وجود دارد. در صفحه ۱۷۹ کتاب نشانهها که آدرس آن در زیر آمده به خبری از ایران اینترنشنال با عنوان «شاهزاده رضا پهلوی خواستار تسخیر خیابانهای تهران و کلانشهرها شد.» اشاره شده است. آدرس این خبر نیز در زیر آمده است. اگر عنوان این خبر را به عدد ابجد صغیر تبدیل کنیم حاصل ۱۷۹ میشود. در برگ ۱۷۹ کتاب مکتوب نوشته پائولو کوئلیو عبارت الف، ب، جیم، دال وجود دارد. این حروف کلمه ابجد را ایجاد میکنند.
بعد از این فراخوان مردم ایران برای اعتراض به خیابانها آمدند و رژیم سپاه و خامنهای تعداد زیادی از مردم را به قتل و شهادت رساند. در غزل ۹۷۱ امیرخسرو دهلوی و در شعری از امیرخسرو دهلوی که در صفحه ۱۷۹ کتاب نشانهها آمده به گل لاله اشاره شده که در ایران نماد شهادت است.
در غزل ۱۷۹ فرخی یزدی کلمه قیام وجود دارد. در زیر خبری از ایران اینترنشنال با عنوان «انجمنهای علمی دانشگاه یزد: در بهت جنایتی علیه جان و انسانیت هستیم» آمده است. اگر عنوان این خبر را به عدد ابجد صغیر تبدیل کنیم حاصل ۱۷۹ میشود.
در زیر خبر دیگری از ایران اینترنشنال با عنوان «مدیرعامل بهشت زهرا: اکثر کشتهشدگان از سر، چشم و قلب هدف قرار گرفته بودند» آمده است. اگر عنوان این خبر را به عدد ابجد صغیر تبدیل کنیم حاصل ۱۷۹ میشود. در غزل ۹۱۷ مولانا کلمات خبر و دل یا قلب و در غزل ۱۹۷ امیرخسرو دهلوی کلمه خبر و در غزل ۷۹۱ امیرخسرو دهلوی کلمات سر، چشم و دل و در غزل ۹۷۱ امیرخسرو دهلوی کلمات سر و چشم و در غزل ۱۷۹ فرخی یزدی کلمات سر، چشم، دل و هدف تیر وجود دارند.
در صفحه ۱۷۹ کتاب نشانهها مطالبی درباره میدان آزادی بیان شده است. در صفحه ۱۷۹ کتاب نشانهها رباعی ۱۷۰۱ مولانا قرار دارد که در آن کلمه میدان وجود دارد. در برگ ۱۷۹ کتاب زهیر نوشته پائولو کوئلیو کلمه ملاقات و در برگهای ۱۷۹ و ۱۹۷ کتاب پله پله تا ملاقات خدا نوشته عبدالحسین زرینکوب کلمه مولانا وجود دارد. ارقام عددهای ۱۷۰۱ و ۱۷/۰۱ مشترک هستند. در تاریخ ۱۷/۰۱ سال ۲۰۲۶ میلادی مستندی از شبکه من و تو از تلویزیون پخش گردید که اعتصاب سراسری مردم بعد از اعلام حکومت نظامی در دوران محمدرضاشاه پهلوی در فتنه سال ۱۹۷۹ میلادی خمینی را نشان میداد. در غزل ۹۷۱ مولانا کلمه فتنه وجود دارد. ارقام عددهای ۱۷۹، ۱۹۷، ۹۷۱ و ۱۹۷۹ مشترک هستند. مردم باید از طریق اعتصابهای سراسری گسترده، متحد و مداوم، تعطیلی بازارها، مغازهها و دکانها، سرکار نرفتن کارگرها و کارمندها، پرداخت نکردن قبضهای آب، برق، گاز و غیره، خارج کردن پولها از بانکها و راههای خشونت پرهیز دیگر، ایران را از چنگال این رژیم ظالم آزاد کنند. در برگ ۱۹۷ کتاب والکیریها نوشته پائولو کوئلیو بیان شده که یک هفته از محل کارم مرخصی داشتم. در باب ۱۹۷ انجیل برنابا کلمه کارگر وجود دارد. در برگ ۱۹۷ کتاب والکیریها کلمه تعطیلات و در غزل ۹۷۱ مولانا کلمات دکان و بیدکانم و در غزل ۱۹۷ امیر خسرو دهلوی کلمنه بازار و در برگ ۱۷۹ کتاب پله پله تا ملاقات خدا کلمه قبض و در رباعی ۱۷۹ مولانا و در برگ ۱۷۹ کتاب والکیریها کلمه برق وجود دارد.
چون گرفتن پول نقد از بانک محدودیت دارد، پول خود را به طلا، زر و سکه تبدیل کنید. در برگ ۱۷۹ کتاب پله پله تا ملاقات خدا کلمه مال یا پول و در برگ ۱۷۹ کتاب الف نوشته پائولو کوئلیو کلمه سکه وجود دارد.
برای آزادی ایران، به جز مراکز حیاتی کشور مانند مرکزهای درمانی کشور، بیمارستانها، داروخانهها، آتشنشانیها، سازمانهای آب، برق و گاز، نانواییها، سوپرمارکتها و به طور کلی مراکزی که مربوط به تهیه آب و غذا هستند لازم است بقیه به اعتصاب بپیوندند. در برگ ۱۷۹ کتاب زهیر کلمه بیمارستان و در برگ ۱۷۹ کتاب الف کلمه درمان و در غزل ۹۱۷ مولانا کلمه دوا وجود دارد.
صاحب مغازهها اگر میتوانند در مدت اعتصاب از مستاجران اجاره نگیرند. مبارزات مدنی با حمایت از یکدیگر و اتحاد به نتیجه میرسد. اگر عبارت «اتحاد و مبارزههای مدنی و خشونت پرهیز راه آزادی از چنگال رژیمهای ظالم است.» را به عدد ابجد صغیر تبدیل کنیم حاصل ۱۷۹ میشود. در مقاله بعد بیان شده مهاتما گاندی نیز با راههای خشونت پرهیز هند را از چنگال رژیم انگلیس نجات داد. گاندی و امیرخسرو دهلوی هندی هستند. در برگ ۱۷۹ کتاب تفسیر اشو بر چنین گفت زردشت نیچه کلمه هند وجود دارد.
در کتاب نشانهها و کتاب نشانهها که آدرس آنها در زیر آمده مطالب بیشتری در این خصوص بیان شده است. فایل پیدیاف کتابهایی که در این مقاله به آنها اشاره گردید در فایل فشرده کتاب نور و کتاب نشانهها موجود هستند.
مقاله بعد درباره رویای دانیال(ع) است که در آن پیشگویی در مورد آینده انجام شده است که با موضوع این مقاله نیز در ارتباط است. در برگ ۱۷۹ کتاب زهیر عبارت «آن جوان آینده را پیشگویی کند» وجود دارد. در مقاله بعد درباره رویای دانیال(ع) به ثبت نام نظامیان مخالف رژیم در پلتفرم «همکاری ملی» اشاره گردید. در برگ ۱۷۹ الف کلمه سربازها وجود دارد.
آدرس دانلود کتاب نور و کتاب نشانهها
رباعی ۱۷۹ مولانا
ای بنده بدان که خواجهٔ شرق اینست *** از ابر گهربار ازل برق اینست
تو هرچه بگویی از قیاسی گویی *** او قصه ز دیده میکند فرق اینست
غزل ۹۱۷ مولانا
به یارکان صفا جز می صفا مدهید *** چو میدهید بدیشان جدا جدا مدهید
در این چنین قدح آمیختن حرام بود *** به عاشقان خدا جز می خدا مدهید
برهنگان ره از آفتاب جامه کنید *** برهنگان ره عشق را قبا مدهید
چو هیچ باد صبایی به گردشان نرسد *** به جانشان خبر از وعده صبا مدهید
به بوی وصل اگر عاشقی قرار گرفت *** بهانه را نپذیرم بهانهها مدهید
شراب حاضر و معشوق مست و من عاشق *** مرا قرار نباشد به بو مرا مدهید
شراب آتش و ما زادهایم از آتش *** اگر حریف شناسید جز به ما مدهید
برای زخم چنین غازیان بود مرهم *** کسی که درد ندارد بدو دوا مدهید
چو تاج مفخر تبریز شمس دین آمد *** لقای هر دو جهان جز بدان لقا مدهید
غزل ۹۷۱ مولانا
عشق تو مست و کف زنانم کرد *** مستم و بیخودم چه دانم کرد
غوره بودم کنون شدم انگور *** خویشتن را ترش نتانم کرد
شکرینست یار حلوایی *** مشت حلوا در این دهانم کرد
تا گشاد او دکان حلوایی *** خانهام برد و بیدکانم کرد
خلق گوید چنان نمیباید *** من نبودم چنین چنانم کرد
اولا خم شکست و سرکه بریخت *** نوحه کردم که او زیانم کرد
صد خم می به جای آن یک خم *** درخورم داد و شادمانم کرد
در تنور بلا و فتنه خویش *** پخته و سرخ رو چو نانم کرد
چون زلیخا ز غم شدم من پیر *** کرد یوسف دعا جوانم کرد
میپریدم ز دست او چون تیر *** دست در من زد و کمانم کرد
پر کنم شکر آسمان و زمین *** چون زمین بودم آسمانم کرد
از ره کهکشان گذشت دلم *** زان سوی کهکشان کشانم کرد
نردبانها و بامها دیدم *** فارغ از بام و نردبانم کرد
چون جهان پر شد از حکایت من *** در جهان همچو جان نهانم کرد
چون مرا نرم یافت همچو زبان *** چون زبان زود ترجمانم کرد
چون زبان متصل به دل بودم *** راز دل یک به یک بیانم کرد
چون زبانم گرفت خون ریزی *** همچو شمشیر در میانم کرد
بس کن ای دل که در بیان ناید *** آن چه آن یار مهربانم کرد
رباعی ۱۷۰۱ مولانا
ای آنکه مرا دهر زبان میدانی *** ور زانکه ببندند دهان میدانی
ور جان و دلم نهان شود زیر زمین *** شاد است روانم که روان میدانی
غزل ۱۹۷ امیرخسرو دهلوی
یار اگر برگشت در تیمار بودن هم خوش است *** ور شکیبایی بود بی یار بودن هم خوش است
عزتی گر نیست ما را نزد خوبان، عیب نیست *** عاشقان را پیش خوبان خوار بودن هم خوش است
جنگهای او خوش است ار آشتی را جا بود *** وزعتاب و خشم در آزار بودن هم خوش است
گر چه خفتن خوش بود با یار در شبهای وصل *** لیک در شبهای غم بیدار بودن هم خوش است
اندک اندک گه گهی با یار بودن خوش بود *** ور میسر گرددم بسیار بودن هم خوش است
چون مسلمان بود، می نتوانم از دست بتان *** پیش بت بر بسته زنار بودن هم خوش است
گر چه از من شیر مردی ناید اندر کوی عشق *** چون سگانم شهره بازار بودن هم خوش است
باخبر بودن خوش است اندر مقام زاهدان *** بی خبر در خانه خمار بودن هم خوش است
خسروا، گر در نمی گنجی به خلوتگاه دوست *** همنشین با عاشقان زار بودن هم خوش است
غزل ۷۹۱ امیرخسرو دهلوی
شکل موزونت که در دل جا کند *** هر که بیند در جهان، سودا کند
با قدت بر جا نماند پای سرو *** باغبانش گر چه پا بر جاکند
نسخه ای از روی تو نتوان ستد *** گر علم سر زیر پا بالا کند
عاشق زلفین مشک آلود تست *** باد کز گل عنبر سارا کند
راز می ترسم که در صحرا نهد *** اشک من چون روی در صحرا کند
آب چشمم از ستادن فارغ است *** باد اگر زنجیرش اندر پا کند
چند در خود دیدن، آخر فرصتی *** چشم را، تا یک نظر در ما کند
جرعه کز جام لبت بیرون فتد *** عاشقان را بیخود و شیدا کند
چون که از مستی بغلتد چشم تو *** تکیه بر لطف شه والا کند
ز آفتاب تیغ او دشمن به رزم *** گونه گونه رنگ چون خرما کند
غزل ۹۷۱ امیرخسرو دهلوی
لاله پیش رخت کله بنهد *** مشک تر زان خط سیه بنهد
غنچه در نوبت جوانی تو *** سر نبیند، اگر کله بنهد
چشم نرگس که خویشتن بین است *** دیده پیشت به خاک ره نهد
جزیه روی چون گلت هر سال *** بوستان بر بهار گه بنهد
شب که آبستن است از خورشید *** پیش صبح رخ تو زه بنهد
تو مرا کشتی و به گردن او *** خون من کو ترا گنه بنهد
بوسه ها دزدد از لبت خسرو *** وز برای رکاب شه بنهد
غزل ۱۷۹ فرخی یزدی
زین قیامی که تو با آن قد و قامت کردی *** در چمن راستی ای سرو قیامت کردی
آخر ای غم تو چه دیدی ز دلم کز همه جا *** رخت بستی و در این خانه اقامت کردی
قطره قطره شدی از دیده برون در شب هجر *** ای دل از بسکه تو اظهار شهامت کردی
دل بر ابروی کمان تو نینداخته چشم *** سینه ام را هدف تیر ملامت کردی
خونبهایم بود این بس که پس از کشته شدن *** بر سر خاک من اظهار ندامت کردی
آخرین بروزرسانی:


نظرات
ارسال یک نظر